خرید بک لینک

درباره سایت

لاکپشت های نینجا

دوستان عزیز من خرم سلطان هستم امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد نظر تبلیغاتیم ندین تاییدش نمیکنم کپیهم ممنوع راستی دوباره دارین نظرتبلیغاتی میدین من قانون نمیزارم برا وبم ولی ولی... ولش حرکی رعایت نکنه می کشمش.بچه ها وب جدید درست کردم من دیگه اینجا کار نمیکنم تو لینک ها هست ادرسش اینجاهم میزارم نیلو بلاگ قاطی کرده نمیتونم مطلب بزارم داستانام اونجا ادامه پیدا میکنه.mikey.negarfa.comنظر یادتون نره ها

امکانات وب

پربازدÛx8cد ترÛx8cÙx86 Ùx87ا

اما نمک نبود امیلی فریاد زد=لئو لئو لئومیکشمت لئو لئو ای بابا اقای لئوناردو داوینچی جناب سردا لشکر هشتا لاکپشت لئو لئو ای خدا لئو لئو حمله کردن.لئو=ها ها دشمن کو شمشیرم کو.امیلی=هه هه هه ترسیدی.لئو=امیلی.امیلی=پاشو پاشو برو نمک بگیر وگرنه غذا بی غذا.لئو=باشه.استاد بعد از رفتن لئو اومد و گفت=عصری فکر کردن بهتره بعد از ناهار و استراحت برین بیرون.همه به غیر از لئو چون نبود گفتن=اره.بعد از ناهار و استراحت همه رفتن بیرون شب بود انسی=مایکی من بستنی میخوام.مایکی=باشه الان میرم میخرم عزیزم

بعداز خریدن بستنی اونا رفتن تو پارک و بستنی رو خواردن مایکی ناگهان فهمید انسی داره صداش میکنه و وقتی مایکی سرشو چرخوندانسی بغلش کرد و گفت کاش ادم بودی و هم دیگرو بوسیدنFrench Kiss

 روکسانا= لئو بیا بریم اونجا.دان=باشه.بالای قله دان گفت=خب ببین این مولکولو بااین اتم...روکسانا=بس کن بیا ستاره هارو ببینیم.دان=باشه.واونا ستا ره ها رو نگا کردنلئو=هی تو جر زدی که برنده شدی.سونیا=من اره من.وشروع کردن به دعواراف=میای برقصیم.دل ارا=اره اره یعنی بله.=پس اونا شروع کردن تو مجلس رقص رقصیدنجنیفر=دخترا برادرامون عاشق شدن رفت.همه=اره.بعد الیسا همه رو بغل کرد و گفت دوستون دارم

استادم توخونه نشسته بود و به فکر فرو رفته بود دیگه...

بای بای تا جمعهHello

برچسب: نظر یادتون نره, نویسنده: خرم سلطان تاريخ: شنبه 19 مرداد 1392 ساعت: 14:53

صفحه بندی